چگونه کودک خود را مودب بزرگ کنم؟(۱)

یک تا ۲ سال

حدود ۱۸ ماهگی کودک درمی‌یابد که چند تایید اجتماعی وجود دارد. حالا وقت آن است که به کودک کمک کنید درباره احساسات و نگرانی‌های دیگران فکر کند.

سلام و خداحافظی را یاد دهید
قبل از آنکه شروع به صحبت کند به او بیاموزید با دست سلام و خداحافظی کند. این اولین قدم در آموزش معاشرت با دیگران است. یک کار دیگر این است که هر روز صبح به او «صبح به خیر» بگویید.

 مادامی که در حال خوردن هستید بنشینید
به جای این‌که به کودک اجازه دهید کل خانه را با میوه‌‌ای که آبش همین‌جور می‌چکد قدم بزند به او یاد دهید تا زمانی که در حال خوردن است در صندلی‌اش بنشیند. در این سن کودکان توجه کمی به زمان دارند اما ۱۰ تا ۱۵ دقیقه ماندن در صندلی به آنها درس بزرگی می‌دهد. بنابراین شما هم باید مادامی که غذا می‌خورید پشت میز بنشینید. اگر او غذایش را پرت می‌کرد به او اجازه دهید بداند که این موضوع تبعاتی دارد. «فکر می‌کنم دیگه گرسنه نیستی اگر یه بار دیگه غذات را پرت کنی دیگر از خوراکی خوشمزه خبری نیست.»

از کلمات اعجاب‌انگیز استفاده کنید

فرزند شما تا زمانی که کمی بزرگتر شود به طور کامل معنی «خواهش می‌کنم» و «متشکرم» را نمی‌آموزد اما از حالا این عادت را به او بدهید. می‌توانید از راه‌های بامزه استفاده کنید. برای «خواهش می‌کنم» دست‌های‌تان را روی قلب‌تان به صورت دایره‌وار بکشید. برای «متشکرم» دست‌های‌تان را روی لب‌های‌تان بگذارید و به سمت فردی که می‌خواهید از او تشکر کنید دراز کنید.

۳ تا ۴ سال
این اولین دوره آموزش رفتارهای مودبانه به بچه‌هایی است که می‌خواهند ادای بزرگ‌ترها را دربیاورند.

 معاشرت‌های ساده را دنبال کنید
تا ۳ سالگی کودک باید قادر به خوردن با قاشق و چنگال باشد. حالا زمان اجرای اصول اولیه‌ است: «از دستمال استفاده کن نه از آستینت»، «با دهان پر صحبت نکن»، «درست بنشین.» هر بار روی یکی دو رفتار تمرکز کنید و به این ترتیب او راحت‌تر به رفتارها عادت می‌کند. پلیس بازی درنیاورید و مدام سر فرزندتان داد نزنید.

 کلمات مودبانه را زیاد کنید
با کودک خود کار کنید و از جملات بیشتری استفاده کنید مثلا این‌که «میشه یه خواهشی بکنم!» وقتی یادش رفت به او یک فرصت دیگر بدهید. به این ترتیب او فرصت دارد خودش را اصلاح کند. همچنین می‌توانید تمام انواع معذرت‌خواهی را به او یاد دهید و وقتی به مهمانی می‌رود از میزبان و بچه‌هایی که با او همبازی شدند، تشکر کند.

 مهربان باشید
این به این معناست که فقط از کلمات محبت‌آمیز استفاده نکنید، بلکه با کودک صحبت کنید و به او یاد دهید در برخورد با دیگران چه کار کند. بنابراین خود به خود کلماتی را که باید استفاده کند، پیدا می‌کند.

۶ رفتار مخربی که اعتماد به نفس کودکان را خدشه‌دار می‌کند

۱. فرصت خطر کردن را از کودک‌تان می‌گیرید

این دنیا پر از خطرها و تهدیدهایی است که والدین را می‌ترساند. معمولا پدرومادرها برای اینکه کودک‌شان را از مواجهه با این خطرها و تهدیدها دور نگه دارند، به مراقبت بیش‌از‌حد و احتیاط افراطی روی می‌آورند. درست است که والدین باید از کودکان‌شان محافظت کنند، اما گاهی این نوع ابراز عشق در قالب مراقبت بیش‌از‌حد می‌تواند مانع یادگیری و رشد فردی کودک شود. نتایج برخی مطالعات انجام‌گرفته در کشورهای اروپایی نشان داده است، کودکانی که برای مثال اجازه‌ی بازی در بیرون از منزل را ندارند،

به بزرگسالانی گرفتار ترس یا فوبیا تبدیل می‌شوند. به همین ترتیب، نوجوانانی که فرصت تجربه‌ی شکست عشقی پیدا نمی‌کنند، از لحاظ احساسی به رشد و بلوغ کافی نمی‌رسند و در بزرگسالی قادر به برقراری روابط پایدار نخواهند بود. بنابراین، به والدین هلیکوپتری (والدینی که تمایل به مراقبت بیش‌از‌حد دارند و به‌گونه‌ای افراطی خود را درگیر زندگی فرزندشان می‌کنند) توصیه می‌شود که گاهی با توجه به شرایط، به فرزندشان فرصت خطرکردن بدهند تا کودک ضمن تجربه‌ی زندگی، شجاع‌تر بار بیاید و در بزرگسالی به فردی خودبین و بی‌اعتماد‌به‌نفس تبدیل نشود.

 

۲. به کودک‌تان فرصت یادگیری حل مشکلات را نمی‌دهید

این‌روزها بسیاری از والدین همه‌چیز را بدون اینکه خودِ بچه هیچ زحمتی بکشد، در اصطلاح برایش راست‌وریست می‌کنند، به‌قدری که بچه حسابی لوس بار می‌آید و چون پدرومادر در همه‌ی مسائل مداخله می‌کنند و به قول خودشان هوای فرزندشان را دارند، کودک از یادگیری برخی مهارت‌های اساسی زندگی باز می‌ماند. اگر قرار باشد که تمامی مشکلات کودک‌تان به دست شما حل شود، آن‌وقت دلبندتان یاد نمی‌گیرد که گاهی هم باید سختی بکشد و راه خودش را از میان دشواری‌های زندگی پیدا کند. درواقع، با این رفتار فرصت استقلال را از کودک‌تان می‌گیرید. این درحالی است که توانایی‌ حل مسئله‌ کودک‌ به پرورش نیاز دارد و درصورتی‌که این فرصت از او گرفته شود، کودک به‌ فردی وابسته و غیرمستقل تبدیل خواهد شد، یعنی فردی که همیشه به کمک دیگران نیاز دارد و به‌عنوان بزرگسال دارای قابلیت‌های ناکافی است

۳. رویکرد صحیحی در تشویق کودک‌تان ندارید

هیچ اشکالی ندارد که کودک‌تان را به‌خاطر موفقیت‌هایش تشویق کنید، البته تشویق اصولی، زیرا تشویق باعث شکل‌گیری این ذهنیت در کودک می‌شود که فردی با توانایی‌های خاص است. اما مطالعات جدید نشان می‌دهد که گاهی تشویق در بعضی از کودکان باعث می‌شود که در پی هر کاری انتظار تشویق داشته باشند و از ارتکاب خطا در قبال والدین و هر کس دیگری بترسند و اگر تشویق نشوند، به توانایی‌های خودشان شک کنند.

پس به‌جای اینکه در تشویق رفتارهای پسندیده و انتقاد از رفتارهای نسنجیده‌ی کودک‌تان زیاده‌روی کنید، حد وسط را بگیرید تا مبادا کودک‌تان برای اینکه همیشه برنده باشد یا خودش را برنده نشان بدهد، به هر وسیله‌‌ای مانند تقلب، بزرگ‌نمایی‌، خودستایی یا داستان‌پردازی چنگ بیندازد. چنین کودکی در بزرگسالی از خصیصه‌ی روراستی برخوردار نخواهد بود و چه بسا که توانایی رویارویی با دنیای واقعی را نیز نداشته باشد.

۴. کودک‌تان را صرفا با مشوق‌های مادی به انجام کار درست ترغیب می‌کنید

بعضی اوقات بچه‌ها طوری رفتار می‌کنند که باعث رنجش والدین‌شان می‌شود. اما لازم نیست که در چنین مواقعی کودک‌تان را با ایجاد احساس گناه و وعده‌ی جایزه وادار به انجام کار درست کنید. در شیوه‌ی تربیتی کودک خود، به‌جای برقراری سیستم پاداش یا تنبیه سعی کنید به کودک‌تان بفهمانید که موفقیت به‌خاطر اراده و رفتار و کردار خوب خودش است؛

نه از جایزه‌ای که در قبال انجام کار درست از شما یا دیگران دریافت می‌کند. گاهی جایزه‌ی سخت‌کوشی تلاش بیشتر است، به این معنی که مثلا جایزه‌ی نمره‌ی خوب همیشه قرار نیست یک هدیه‌ی مادی باشد. در کنار مشوق‌های مادی، به کودک‌تان تجربه‌ی انگیزش درونی را بیاموزید و به او یاد بدهید که انگیزه‌ی تصمیم‌گیری درست را نباید با باج‌گیری عاطفی به‌دست بیاورد. به این ترتیب به فرزندتان کمک می‌کنید تا به فردی قوی تبدیل شود؛ کسی که چالش‌های روزگار بزرگسالی را به‌عنوان فرصتی جهت تقویت اعتمادبه‌نفس می‌بیند و نه وسیله‌ای برای رسیدن به هدف.

 

۵. اشتباهات‌تان را نمی‌پذیرید و مدام فرزندتان را در مقام مقایسه با دیگران قرار می‌دهید

انسان جایزالخطاست و بالاخره پدرومادرها نیز از این قضیه مستثنی نیستند و کاملا طبیعی است که آنها نیز اشتباهاتی داشته باشند. وقتی کودک‌تان از دوره‌ی کودکی به نوجوانی می‌رسد، دیگر فقط کافی نیست که پدرومادرش باشید، بلکه بیشتر باید به‌عنوان یک دوست به فرزندتان نزدیک شوید. نوجوانان ممکن است تحت تأثیر تصوری که از بزرگسالی در ذهن دارند، رفتارهای نابه‌هنجار یا سرکشانه از خود بروز بدهند.

این حالت به‌ویژه اگر به فرزندتان فرصت اینکه خودش باشد را نداده باشید یا او را دائما با دیگر هم‌سالانش مقایسه کنید، وخیم‌تر خواهد شد. درعوض، بپذیرید که هر بچه‌ای منحصربه‌فرد است و نیاز دارد که درکش کنید و به او اجازه بدهید که در همان چهارچوب شخصی خودش عمل کند.

نوجوانان سالم‌تر کسانی هستند که در تلاشند تا مستقل باشند و سعی می‌کنند که در انجام کارها از والدین‌شان کمک نگیرند. البته نه اینکه فرزندتان را رها کنید تا هر کاری دلش خواست بکند، بلکه باید در عین اینکه به او آزادی عمل می‌دهید، از تجارب خودتان نیز برایش بگویید. با فرزندتان درمورد اشتباهاتی که در نوجوانی مرتکب شدید و عواقبی که این اشتباهات برای‌تان در پی داشتند، حرف بزنید. به‌ویژه اگر می‌بینید که فرزندتان درگیر تجربه‌ی مشابهی است،

می‌توانید با به‌اشتراک گذاشتن تجارب‌تان به او کمک کنید. فرزندتان با مشاهده‌ی این طرز رفتار احساس خواهد کرد که به او به‌عنوان یک فرد بالغ و فهیم ارزش و احترام می‌گذارید. رفتارتان نباید طوری باشد که فرزندتان احساس کند فردی ناتوان است و احتمالا از پسِ هیچ کاری برنخواهد آمد، بلکه طوری با فرزندتان رفتار کنید که در جهت توانمندتر شدن پیش برود.

 

۶. حرف و عمل‌تان یکی نیست

والدینی هستند که فرزندان‌شان را درمورد رفتار و کردار درست نصیحت می‌کنند، اما خودشان به خلاف چیزی که می‌گویند عمل می‌کنند. حواس‌تان باشد که همیشه حرف و عمل‌تان یکی باشد.

با اذعان به نقاط ضعف خود به کودک‌تان نشان بدهید که منش مهم‌تر از شخصیت است. به این ترتیب، کودک‌تان نیز یاد می‌گیرد که به نقاط ضعف خود اذعان داشته باشد و به فردی فروتن، معتمد و مسئولیت‌پذیر تبدیل شود.

لازم است فرزندتان یاد بگیرد که در این دنیای پرحیله خودش باشد و از اخلاقیات دور نشود. الگوی او باشید و نشانش بدهید که اگر انسانی قوی و دور از خودپرستی باشد، اگر با مردم خوب رفتار کند و همیشه پای حرف و عملش بایستد، پاداشش را از زندگی خواهد گرفت.

۷ عبارتی که افراد باهوش هرگز در مکالمه‌ها به‌کار نمی‌برند

دیگران حرف‌های ما را بسیار متفاوت‌تر از آنچه منظور ماست،‌ تفسیر می‌کنند. وقتی شما بدون ملاحظه چیزی می‌گویید، حرف‌های‌تان منجر به ایجاد احساسی بد در سایرین می‌شود. این اشتباهات زمانی اتفاق می‌افتد که ما در مورد چیزی که اطلاعی از آن نداریم اظهار نظر می‌‌کنیم. درک پیامدهای حرف‌ها نیاز به آگاهیِ اجتماعی دارد که به معنای توانایی درک احساسات و موقعیت سایر افراد است. در این نوشته شما با جملات منفی‌ آشنا می‌شوید که افراد باهوش هرگز در مکالمه‌ها به‌کار نمی‌برند

۱. خسته به نظر می‌رسی

افراد خسته،‌ از نظر دیگران اصلا جذاب نیستند. آنها اغلب چشمانی گود‌افتاده و موهایی آشفته دارند،‌ تمرکز ندارند و بدخُلق به نظر می‌رسند. گفتن این عبارت به افراد به این معنی است که آنها ویژگی‌های مذکور را دارا می‌باشند.

به جای گفتن این عبارت بگویید: «همه چیز رو‌به‌راه است؟»

 

۲. وای! چقدر لاغر شدی

باز هم یک عبارت به ظاهر خوب که در واقع نوعی تعارف است. این جمله، این حس را در فرد ایجاد می‌کند که مورد نقد قرار گرفته است. گفتن عبارت «چقدر لاغر شده‌ای» باعث می‌شود طرف مقابل فکر کند که قبلا چاق یا نامناسب به نظر می‌رسیده است.

به جای گفتن این عبارت بگویید: «عالی به نظر می‌رسی.» این عبارت خیلی خوب است. سعی کنید به جای مقایسه‌ی ظاهر فرد با گذشته‌اش،‌ تنها از ظاهر مناسب فعلیِ او تعریف کنید و به ظاهر قبلی‌اش اشاره نکنید.

 

۳. لیاقتت بیشتر از اینهاست

وقتی کسی از رابطه‌ای شخصی یا حرفه‌ای خارج شده است،‌ گفتن این عبارت به این معناست که او انتخاب مناسبی نداشته و سلیقه‌ی خوبی ندارد.

به جای گفتن این عبارت، به او بگویید: «خودش ضرر کرده». این عبارت نشان‌دهنده‌ی دید خوش‌بینانه و مشتاقانه‌ی شماست و دارای لحن منتقدانه نیست.

 

۴. تو همیشه… یا تو هیچ‌وقت…

هیچ‌کس همیشه یا هرگز کاری را انجام نمی‌دهد. افراد خودشان را در یک بُعد یا موقعیت نمی‌بینند، بنابراین نباید آنها را این‌گونه توصیف کنید. این عبارات باعث می‌شود افراد موضع دفاعی بگیرند و دلشان نخواد حرف شما را بشنوند. که حالت خیلی بدی است، زیرا احتمالا شما وقتی این عبارات را به کار می‌برید که می‌خواهید چیز مهمی بگویید و بحث راه بیاندازید.

به جای این عبارات به سادگی به این نکته اشاره کنید که طرف مقابل چه کاری انجام داده که به نظر شما اشتباه بوده. حقیقت را بگویید. اگر تکرار این رفتار،‌ واقعا مسئله‌ساز شده است می‌توانید بگویید «به نظر می‌رسد که تو اغلب این کار را انجام می‌دهی» یا «متوجه شده‌ام که تو اغلب این کار را انجام می‌دهی».

 

۵. نسبت به سن‌ات خیلی جوان به نظر می‌رسی

عبارت «تو نسبت به» به عنوان یک توصیف‌کننده می‌تواند توأمان هم مهربانانه هم بی‌ادبانه باشد. هیچ‌کس نمی‌خواهد تا دمِ مرگ مانند یک ورزشکار عالی به نظر برسد یا خیلی خوب باشد. افراد تنها می‌خواهند سالم و متناسب باشند.

به جای گفتن این عبارت بگویید: «فوق‌العاده به نظر می‌رسی.»

این عبارت معجزه می‌کند. عبارات هوشمندانه نیازی به توصیف‌کننده ندارند.

۶. به تو گفته بودم که…

ما گاهی بعضی چیزها را فراموش می‌کنیم. به نظر می‌رسد که بیان این عبارت و تکرار آن نوعی توهین تلقی می‌شود و پذیرش آن برای افراد سخت است، مخصوصا افرادی که واقعا مشتاق هستند تا دیدگاه شما را بدانند. تکرار این جمله بیان‌گر آن است که شما شخصیت متزلزلی دارید یا خود را بهتر از دیگران می‌دانید یا هر دو. افرادی که از این عبارت استفاده می‌کنند واقعا چنین احساسی دارند.

به جای اینکه این عبارت را تکرار ‌کنید، ببینید چطور می‌توانید حرف‌های‌تان را به طور واضح‌تر و جالب‌تری منتقل کنید. به این ترتیب هیچ‌کس حرف‌های شما را فراموش نخواهد کرد.

 

۷. موفق باشی

مسلما اگر برای کسی آرزوی موفقیت بکنید،‌ دنیا به آخر نمی‌رسد اما می‌توانید آرزوی بهتری برای او داشته باشید، زیرا این عبارت به طور نامحسوسی بر این دلالت دارد که او برای موفق شدن به شانس نیاز دارد.

به جای گفتن این عبارت بگویید: «من مطمئنم که از پسِ این کار برمی‌آیی.»

این جمله بهتر از آرزوی موفقیت است، زیرا نشان می‌‌دهد که آن شخص شایستگی و اعتماد به نفس لازم برای کسب موفقیت را دارد و شما با گفتن این جمله از سایرین که تنها آرزوی موفقیت می‌کنند متمایز خواهید شد.

۵۰ عبارتی که باید همیشه به فرزندان خود بگویید

گاهی اوقات والدین نمی‌دانند که چطور باید احساسات‌شان را برای فرزندان‌شان بیان و از آنان حمایت کنند تا برای آنها الهام‌بخش باشند. تنها خوب بودن برای تربیت فرزندان کافی نیست، آنها باید بدانند که والدین‌شان به آنها عشق می‌ورزند، آنها را درک می‌کنند و برای‌شان احترام قائل هستند. در همین راستا یک روان‌شناس کودک لیستی از موارد حیاتی که باید به کودک گفته شود را آماده کرده است که به والدین کمک می‌کند تا بتوانند عمق عشق و احساس خود را به فرزندان‌شان نشان دهند و به آنها محبت کنند. چه چیزی از این مهم‌تر؟

بیان نظرات و عقاید

  • من به تو اعتماد دارم
  • می‌دانم که راست می‌گویی
  • به تصمیم تو احترام می‌گذارم
  • کار آسانی نیست اما تو از پسِ آن بر می‌آیی
  • تو هر کاری را به بهترین نحو انجام می‌دهی
  • تو این موضوع را کاملا درک می‌کنی
  • چطور توانستی این کار را به این خوبی انجام بدهی؟
  • به من بگو چطور این کار را کردی تا من هم بتوانم به خوبی‌ِ تو این کار را انجام دهم
  • تو می‌توانی این کار را حتی بهتر از من انجام بدهی
  • در این مورد تو از من هم بهتری

پشتیبانی از آنها در انجام کارهای سخت

 

  • می‌‌فهمم که چقدر زحمت می‌کشی
  • می‌دانم که تو چطور تلاش می‌کنی
  • برای این کار خیلی زحمت کشیدی و نتیجه‌ی آن هم را دیدی
  • پیشرفت فوق‌العاده‌ای داشتی
  • می‌دانم که وقت زیادی برای این کار گذاشتی
  • می‌توانم تصور کنم که برای رسیدن به این هدف چطور تلاش کردی
  • برای کسب چنین نتیجه‌ای باید خیلی تلاش کرده باشی
  • هر سعی و تلاشی نتیجه می‌دهد

تشکر برای اوقاتی که با شما گذرانده‌اند

  • واقعا ازت ممنونم که با من همراه بودی
  • بی‌صبرانه منتظرم تا فردا با هم بازی کنیم
  • همراهی با تو در این کار خیلی لذت‌بخش است
  • من واقعا از بازی کردن با تو خوشحال می‌شوم
  • واقعا خوشحالم که امروز در خانه پیش من هستی
  • بودن با تو واقعا من را شاد و خوشحال می‌کند

کمک به ارزیابی کارها

  • در این مورد چی فکر می‌کنی؟
  • تو باید به خودت افتخار کنی
  • به چه چیزی بیشتر از همه افتخار می‌کنی؟
  • نظرت در مورد این موضوع چیست؟
  • نظرت در مورد کار خودت چیست؟
  • به نتیجه‌ی کاری که انجام ‌می‌دهی فکر کرده‌ای؟
  • دوست داری این کار چطور پیش برود؟

تشکر کردن از کمک آنها

 

  • از تو برای انجام دادن این کار ممنونم
  • واقعا خوشحالم که به من کمک کردی تا این کار را انجام دهم
  • تو واقعا به من کمک بزرگی کردی
  • ممنونم که درک می‌کنی
  • اگر تو نبودی واقعا نمی‌دانستم باید چیکار کنم
  • بدون کمک تو موفق نمی‌شدم
  • با کمک تو این کار را زودتر انجام دادم
  • خانه واقعا تمیز و مرتب شده ازت ممنونم

توصیف چیزهایی که می‌بینید

  • اتاقت خیلی مرتب است
  • وای این فوق‌العاده است که خودت تختت را مرتب کردی
  • رنگ‌های خیلی زیبایی در این تصویر هست
  • من دیدم که تو خیلی سخت تلاش کردی
  • آفرین، من دیدم که چطور خودت میز را تمیز کردی

بیان احساسات

  • بودن در کنار تو را واقعا دوست دارم
  • وقتی در خانه هستی واقعا خوشحالم
  • خیلی دوست دارم در تیم تو بازی کنم
  • دوست دارم نظرت را بدانم
  • واقعا از داشتن تو خوشحالم و خدا را شکر می‌کنم
  • وقتی تو کنار من هستی و به من کمک می‌کنی واقعا خوشحال می‌شوم

علائم کمبود اعتماد به نفس چیست؟(۲)

۶. سریع تغییر عقیده می‌دهند

از علائم کمبود اعتماد به نفس، نداشتن نظرات ثابت است. افرادی که در آنها علائم کمبود اعتماد به نفس دیده می‌شود، سریعا و تحت تأثیر عوامل و افراد مختلف نظرشان عوض می‌شود. در حقیقت این افراد، جرئت صراحت و کنترل زندگی خود را ندارند. دمدمی مزاج هستند، مدام شک می‌کنند و از این شاخه به آن شاخه می‌پرند. صریح باشید، فکر کنید، تصمیم‌تان را بگیرید و تغییرش ندهید.

۷. در قبال تحسین، واکنش نامناسب نشان می‌دهند

یکی دیگر از علائم کمبود اعتماد به نفس، واکنش‌های نامناسب در برابر تحسین‌شدن است. وقتی اعتماد به نفس کافی ندارید، مدام سعی می‌کنید تعریفی را که از شما می‌شود انکار کنید. مثلا وقتی شخصی از لباس خوب شما تعریف می‌کند، شروع می‌کنید به توجیه کردن دلایل مثبتی که قید کرده‌ است، به شکلی که فرد بیچاره را از گفته‌ی خود پشیمان می‌کنید. این یعنی شما یکی از علائم کمبود اعتماد به نفس را دارید. مثلا می‌گویید: «نه این لباس رو از حراجی خریدم» یا «اتفاقا این تنها لباسیه که بهم میاد. من معمولا بدقواره و ناجورم». خب این چه کاری است که می‌کنید؟! بپذیرید که از نظر آن فرد، شما برازنده بوده‌اید و با تشکر‌ کردن نشان‌ دهید که لیاقت تحسین را داشته‌اید.

 

۸. زود تسلیم می‌شوند

افرادی که کمبود اعتماد به نفس دارند، قبل از رسیدن به اهداف و رؤیاهای خود تسلیم می‌شوند. آن‌قدر انرژی‌های منفی دارند که رمقی برای‌شان باقی نمی‌ماند. همیشه باید خود را باور داشت و به دنبال آرزوها رفت و از شکست نهراسید.

 

۹. مدام خود را با دیگران مقایسه می‌کنند

از دیگر علائم کمبود اعتماد به نفس، مقایسه‌ی خود با دیگران است، به ویژه مقایسه با افرادی که موفق‌تر هستند. افرادی که کمبود اعتماد به نفس دارند، به جای اینکه بر روی مسیر خود تمرکز کنند، مدام نگاه‌شان به دیگران است. مقایسه‌ کردن با دیگران مسخره‌ترین کار ممکن است. همان‌طور که بعضی از افراد از شما موفق‌تر هستند، دسته‌ای دیگر نیز وجود دارند که شما از آنها برتر هستید و این روند تا انتهای دنیا ادامه دارد. پس خودتان را فقط و فقط با شخص شخیص خودتان مقایسه‌ کنید. مهم‌ترین رقیب شما خودتان هستید.

 

۱۰. خمیده و بی‌انگیزه راه‌ می‌روند

افرادی که کمبود اعتماد به نفس دارند، خمیده هستند و صاف راه نمی‌روند. آنها طوری حرکت می‌کنند که انگار از خودشان شرمنده و خجل هستند. سعی کنید صاف راه بروید. سرتان را بالا بگیرید و برای تنظیم حرکات بدن خود وقت بگذارید.

۱۱. اشتباهات‌شان را توجیه می‌کنند

هر کسی اشتباه می‌کند. اما کسی که کمبود اعتماد به نفس دارد، مدام دلیل‌تراشی می‌کند و برای دیگران توضیح می‌دهد. این افراد حتی اگر به موفقیت دست پیدا‌ کنند باز هم خود را ملزم به توضیح دادن به دیگران می‌بینند.

 

علائم کمبود اعتماد به نفس چیست؟(۱)

۱. در جمع خود را با تلفن و… سرگرم می‌کنند

افرادی که اعتماد به نفس کافی ندارند، در جمع راحت نیستند. به ویژه وقتی دوست و آشنایی برای همراهی ندارند، صحبت کردن در جمع برای‌شان بسیار دشوار است. این افراد سعی می‌کنند خود را به روش‌های مختلف سرگرم کنند تا از ارتباط با سایرین دوری کنند و این روزها چه چیزی بهتر از تلفن همراه برای فرار از جمع؟! اگر شما هم این‌طور هستید، قدم اول را بردارید و با خود عهد کنید که در جمع با تلفن‌تان کار نکنید یا الکی خود را مشغول به کاری نشان ندهید. فقط به فکر این باشید که چطور سر صحبت را باز کنید و با اعتماد به نفس حرف بزنید. به خود بگویید: «من هم مثل بقیه‌ی افراد قدرت حرف‌ زدن و ارتباط برقرار‌ کردن رو دارم و اگه با کسی سر صحبت رو باز کنم، حتما گفت‌و‌گوی خوبی خواهیم‌ داشت.»

۲. بیهوده موافقت می‌کنند

افرادی که اعتماد به نفس کافی ندارند، در بحث‌ها سریعا عقب‌نشینی می‌کنند. آنها توان متقاعد کردن دیگران را در خود نمی‌بینند. حتی وقتی که واقعا حق با دیگران نباشد، بیهوده با آنها موافقت می‌کنند تا نیازی به ادامه‌ی بحث پیش نیاید. دوستان عزیز! بدانید و آگاه باشید که هر کسی نظری دارد و نظر هر کس زاییده‌ی افکار، سواد و خواسته‌هایش است. با ابراز نکردن و دفاع نکردن از عقاید و ایده‌های خود، در واقع به افکار، سواد و خواسته‌هایتان توهین می‌کنید. شما درست به اندازه‌ی فردی که مخالفش هستید، حق دارید دیدگاه خود را بیان کنید و چه بسا که حق با شما باشد! ساکت ننشینید و با آرامش، نظر واقعی خود را مطرح‌ کنید. روش‌های متقاعد کردن متعدد هستند، مثلا می‌توانید از مهارت داستان‌گویی برای متقاعد کردن دیگران استفاده کنید.

۳. بیش از حد به سر و وضع‌شان می‌رسند

مرتب بودن، آرایش و پیرایش بسیار پسندیده است. اما اگر اهمیت‌ دادن به سر و وضع بیش از حد طبیعی باشد، یعنی شما از کمبود اعتماد به نفس رنج می‌برید. یادتان باشد اعتماد به نفس از درون سرچشمه می‌گیرد و ربطی به عوامل بیرونی ندارد. با خود بگویید من زیبا هستم و ضمن رعایت نکات بهداشتی و پیراستگی، خود را بیش از حد درگیر سر و وضع و لباس‌تان نکنید. باور کنید اگر ساعت‌ها جلوی آینه نایستید و وقت خود را صرف طراحی تابلویی از رنگ روغن نکنید، هیچ اتفاقی نمی‌افتد.

۴. انتقادپذیر نیستند

انتقاد‌پذیر باشید. اگر دوست‌تان در مورد مسئله‌ای از شما انتقاد کرده است، از او نرنجید (خب البته ما در اینجا فرض کرده‌ایم دوست شما اصول انتقاد سازنده را به درستی رعایت کرده است!). سعی‌ کنید به آن بیندیشید و در صورت منطقی بودن، عیب خود را رفع‌ کنید. از علائم کمبود اعتماد به نفس، این است که فرد مذکور از شنیدن نقد سایرین آزرده می‌شود و در خود می‌شکند. این افراد با شنیدن نقد عصبانی می‌شوند و ناراحتی‌شان روی بقیه‌ی کارهایشان هم اثر می‌گذارد. مثلا نقدی که همکارش به او وارد کرده‌ است، باعث بدخلقی او با دوستان و خانواده‌اش می‌شود.

۵. از ابراز نظر و عقیده‌شان می‌ترسند

اول فکر کنید و بعد حرف بزنید. این راهکار کلید موفقیت شما در گفت‌و‌گو‌هاست. بی‌محابا و بی‌تفکر حرف‌ زدن، نتایج مخربی دارد. اول حرف خود را مزه‌مزه کنید و سپس ابراز عقیده کنید. در این صورت ترس و پشیمانی برای‌تان به بار نخواهد‌ آمد. بعد از اینکه فکر کردید و جوانب حرف خود را سنجیدید، نظر خود را شجاعانه ابراز‌ کنید و آرام و شمرده سخن بگویید تا تأثیرگذار بشوید.

راهکار های کاهش ” اضطراب امتحانات”

راهکار های کاهش ” اضطراب امتحانات”

🍁 ویژه امتحانات خرداد ماه

✔️اضطراب امتحان نوعی خود مشغولی ذهنی است که با تردید فرد درباره توانایی های خود مشخص می شود و غالبا با شناخت منفی، عدم تمرکز حواس، واکنشهای جسمانی نامطلوب و افت تحصیلی همراه است.

🔴 دلایل کلی اضطراب در زمان امتحان⏬

🍁 ۱٫ سخت گیریهای بیش از حد والدین: برای کسب نمره عالی و هشدار بیش از حد درباره امتحان.

🍁 ۲٫ ترس و تهدید: هنگامی که والدین شرایط سختی را در ایام امتحانات برقرار می کنند و فرزند خود را از گرفتن نمره کم و یا عدم قبول شدن ترسانده و تهدید می کنند.

🍁 ۳٫ والدین مضطرب: وجود اضطراب در والدین باعث انتقال آن به فرزند و تشدید اضطراب او در ایام امتحانات می شود.

🍁 ۴٫ مقایسه کردن: هرگاه والدین یا معلمان دائما توانایی های فرد را با توانایی های فرد دیگر سنجیده و این امر با سرزنش همراه باشد، اعتماد به نفس فرد کم شده و بر اضطراب او افزوده می شود.

🍁 ۵٫ پاداش نامناسب: زمانی که اطرافیان برای قبول شدن و یا گرفتن نمره عالی، پاداش بیش از حد در نظر می گیرند.

🍁 ۶٫ انتظارات بیش از حد: گاهی اضطراب امتحان به این دلیل است که انتظارات والدین از فرزندان یا فرد از خود بیش از توانایی های اوست.

🔴راهکارهایی برای کاهش اضطراب امتحان⏬

🍁 ۱٫ بر تواناییهای فرزندمان تاکید کرده تا اعتماد به نفس او تقویت گردد.

🍁 ۲٫ انتظارات خود را با تواناییهای فرزندمان هماهنگ کرده و از او توقع بیش از حد نداشته باشیم.

🍁 ۳٫ تلاش فرزندمان را برای کسب موفقیت های هرچند کوچک را قدر دانسته و او را تشویق کنیم.

🍁 ۴٫ عملکرد فرزندمان را با خودش مقایسه کرده، در صورت پیشرفت او را تشویق نموده و در غیر اینصورت در صدد علت و رفع آن باشیم.

🍁 ۵٫ امتحان جزئی از فرآیند آموزش است. آن را عملکرد طبیعی و معمولی آموزش بدانیم و از حساسیت بی مورد نسبت به آن بپرهیزیم.

🍁 ۶٫ به فرزندمان اطمینان خاطر بدهیم که در کنارش خواهیم بود و اگر مشکلی داشت او را یاری خواهیم کرد.

🍁 ۷٫ به فرزندمان یادآور شویم که تمام تلاشش را صرف یادگیری درسها نماید نه کسب نمره.

🍁 ۸٫ با فرزندمان به گونه ای رفتار نماییم که او بتواند عقاید و نگرانیهای خود را درباره ی امتحان آشکارا بیان کند.

🍁 ۹٫ آخرین وضعیت درسی فرزندمان را از معلمش جویا شویم تا بهتر بتوانیم به او کمک کنیم.

🍁 ۱۰٫ ساعت خواب فرزندمان را طوری تنظیم نماییم که خواب مورد نیازش تنظیم شود. به عبارت دیگر شب ها زود بخوابد تا صبح ها زودتر بیدارشود.

🍁 ۱۱٫ در ایام امتحانات فضای خانواده را شاد و از مشاجره و برخوردهای لفظی پرهیز نماییم.

🍁 ۱۲٫ تشویق، تحسین و تاکید روی نقاط قوت فرزندمان را فراموش نکنیم. زیرا این رفتارها انگیزه آنان را برای پیشرفت تحصیلی بیشتر می کند.
🔰🔰🔰

ازدواج های هوشمندانه عاطفی

📕ازدواج های هوشمندانه عاطفی

🔑 آنچه سبب می شود ازدواج با موفقیت روبه رو شود به شکل شگفت انگیزی ساده است؛ آنهایی که زندگی زناشویی موفق دارند لزوما باهوش تر؛ غنی تر و یا به لحاظ روانی برتر از دیگران نیستند بلکه آنها در زندگی روزمره خود به پویاییهایی دست یافته اند که اندیشه های منفی آنها را درباره یکدیگر کنترل می کند. این اندیشه های منفی در همه وجود دارد؛ اما مانع از آن می شود که بر جنبه های مثبت برتری پیدا کنند.

🔍اخیرا مشخص شده است که هوش عاطفی یکی از عوامل موثری است که براساس آن می توان موفقیت یک کودک را در زندگی بعدی او مشخص نمود. بهره هوشی هر کودک هر اندازه که باشد مهم نیست مهم این است که او با هوش عاطفی خود در تماس باشد و بهتر بتواند دیگران را درک کند و با آنها روابط معقولانه داشته باشد. همین مطلب در رابطه میان زوجها وجود دارد؛ هرچه هوش عاطفی زن و شوهر بالاتر باشد؛ بهتر می توانند یکدیگر را درک کنند و به هم احترام بگذارند و حرمت ازدواجشان را پاس بدارند.

📎 درست همان طور که والدین می توانند هوش عاطفی را به فرزندانشان آموزش بدهند؛ زوجها هم این مهارت را می توانند بیاموزند. موضوع به همین سادگی است که ملاحظه می کنید.

✔️آموزش هوش عاطفی می تواند مانع از فروپاشی زندگی زناشویی اشخاص شود.

📚 کتاب: هفت اصل اخلاقی برای موفقیت در ازدواج

 

تربیت فرزند امیدوار

تربیت فرزند امیدوار

✔امید دارای سه سازه «اهداف»، «قدرت اراده» و «قدرت گزینه‌ها» است. اگر می‌خواهیم کودکی امیدوار داشته باشیم باید تلاش کنیم تا این سه سازه را همزمان در او توانا سازیم.

♦️ کمک به شناخت استعدادها

اگر می‌خواهید فرزندتان بتواند اهداف مناسبی برای خود انتخاب کند، باید موقعیت‌هایی را برای او فراهم کنید که او بتواند خودش را بشناسد. داشتن تجربیات متعدد یکی از نکات مهم در این بین است.

♦️ چند نکته برای تقویت اراده

همهٔ کودکان ابتدا به ساکن اعتماد به نفس بالایی دارند، در غالب اوقات این ما به عنوان والدین و یا نظام آموزشی هستیم که با برخوردهایی نادرست، به اعتماد به نفس آن‌ها آسیب می‌زنیم. اما جدای از اعتماد به نفس، کودکان برای داشتن اراده‌ای قوی برای پیگیری اهداف خود نیازمند تاب‌آوری در مقابل مشکلات نیز هستند. تاب‌آوری به آن‌ها کمک می‌کند تا با تجربه اولین شکست دست از تلاش برندارند. یکی از ساده‌ترین، ارزان‌ترین و البته موثرترین روش‌ها در این زمینه برای آنان خواندن کتاب است! در سنین پایین‌تر خواندن کتاب‌های تخیلی مناسب می‌تواندبه بچه‌ها نشان دهد که شخصیت‌های این کتاب‌ها در زمان مواجه شدن با مشکلات به راحتی دست از کار نکشیده و به تلاش خود ادامه داده‌اند تا به اهداف خود برسند.

♦️ وجود راه‌های متعدد را باور کنید!

در نظر داشتن گزینه‌های متعدد برای رسیدن به هدف مشخص، ارتباط نزدیکی با خلاقیت دارد. تقویت کنجکاوی در کودکان با ایجاد سوال در ذهن آن‌ها و البته اجازه دادن به آن‌ها برای طرح سوالات ذهنی، فراهم کردن موقعیت‌هایی که آن‌ها بتوانند دست به آزمون و خطا بزنند و البته تمسخر نکردن بچه‌ها بابت ایده‌های متفاوت‌شان از جمله کارهایی است که ما به عنوان والدین برای تقویت خلاقیت آن‌ها می‌توانیم انجام دهیم.

۱۰ راز ازدواج موفق

۱۰ راز ازدواج موفق:

۱- حضور یکدیگر را چندین بار در روز جشن بگیرید: احوالپرسی های پر هیجان، مکالمات تلفنی پرشور و دوستت دارم های مکرر!.

۲- همیشه با هم قرار بیرون رفتن بگذارید حتی در سالهای بچه داری و در دوره مشغله های کاری.

۳- از یکدیگر پشتیبانی کنید، به دنبال راههایی باشید تا از یکدیگر به لحاظ جسمی و روحی حمایت کنید. به عنوان مثال غذای مورد علاقه همسرتان را بپزید، به هنگام هوای نامساعد یکدیگر را با ماشین به محل کار برسانید و دربارۀ کار با یکدیگر مشورت کنید.

۴- جسارت گرفتن خواسته هایتان را داشته باشید و بگویید که چه می خواهید و آنچه را که به نظرتان نادرست می آید، به زبان بیاورید، با آرامش اما بدون تعارف.

۵- بدون قید و شرط به یکدیگر محبت کنید. در مورد میزان محبتی که به هم ابراز می کنید، انتظار و چشمداشت جبران نداشته باشید. عشق و محبت باید آزادانه نثار شود.

– به همسرتان آزادی بدهید تا خودش باشد. تفاوت‌ها را بپذیرید. به مرزهای موجود بین خودتان احترام بگذارید.

۷- به یکدیگر به چشم بهترین دوست نگاه کنید. هر روز با یکدیگر همانند دو رفیق رفتار کنید.

۸- بدانید که چگونه با یکدیگر بخندید، شوخ طبع باشید و شادی کنید، بدون آنکه از شرمندگی ترس داشته باشید. مثلا به زبانی ساختگی حرف بزنید.

۹- رابطۀ زناشویی را زنده نگه دارید و همیشه اعمالی توافقی و مورد قبول هر دو طرف را تجربه کنید.

۱۰- به همراه یکدیگر آرزوهایتان را ترسیم کنید و از آنها لذت ببرید.