اعتیاد اینترنتی چیست؟

اعتیاد اینترنتی چیست؟

این نوع اعتیاد، مشکلی در حال رشد و مولود قرن اطلاعات و اطلاع رسانی است. دسترسی به اینترنت یک بخش حیاتی در دنیای مدرن و یک ابزار مهم در آموزش کودکان است و در مدارس، خانه ها و حتی مراکز خرید مورد استفاده قرار می گیرد. تسلط استفاده از اینترنت نیز یک مهارت بسیار مهم شغلی و تجاری در سال های آتی خواهد بود. به علاوه، اینترنت یک رسانه سرگرم کننده و اطلاع رسان است.

به هر حال، محاسن ذکرشده برای بسیاری از کاربران اینترنت اغواکننده و فریبنده است، زیرا اینترنت یک دسترسی ۲۴ ساعته به دنیایی ناشناخته و تحریک کننده را فراهم می کند. یک کاربر اینترنت می تواند در یک اتاق گفتگو وارد شده و خود را به جای کس دیگری جا بزند و یا با دیگر کاربران در هر گوشه دنیا به بازی بپردازد. با یک کلیک روی موس (Mouse) می توان به دنیایی وارد شد که در آن از مشکلات دنیای حقیقی خبری نیست و هر آرزویی به حقیقت خواهد پیوست.


مرکز خدمات روانشناختی و مشاوره راه برتر

دارای مجوز از سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران

آدرس مرکز: اصفهان ، چهار باغ خواجو ،ابتدای خیابان عافیت، پلاک ۱۰۴

تلفن تماس : ۳۲۲۲۳۲۳۶-۰۳۱  و ۳۲۲۴۶۰۷۰-۰۳۱


مانند اعتیاد به مواد مخدر، الکل، سیگار و یا کافئین؛ اعتیاد به اینترنت نیز با علایمی همچون افزایش نوسانات اخلاقی، سخن نگفتن با دیگران و قطع روابط اجتماعی مشخص می شود. کودکان و نوجوانانی که به اینترنت دلبستگی فراوان پیدا می کنند و در حقیقت به آن معتاد می شوند، برای ارضای خود ساعت های متوالی بدون وقفه روی خط باقی می مانند و زمانی که امکان دسترسی به اینترنت را نداشته باشند دچار تشویش، لرزش دست و عصبانیت می شوند، استراحت و آرامش را فراموش می کنند و به اینترنت و وسوسه های آن فکر کرده و یا خیالپردازی می کنند.

زمانی که فرصت استفاده از اینترنت را پیدا می کنند، احساس نیازی غیر بازدارنده به داشتن روابط احساسی در آن ها بروز می کند. نیاز به روابط در دنیای غیر واقعی زمانی بروز می کند که این روابط در دنیای واقعی مورد بی توجهی و غفلت قرار گرفته باشد. در حقیقت عبارت «اعتیاد اینترنتی»، به طیف وسیعی از رفتارها اشاره می کند.

روان درمانی كودك و نوجوان چیست؟

روان درمانی كودك و نوجوان چیست؟

در روان درمانی كودك با استفاده از زمان های منظم و موقعیت های مناسب رابطه عاطفی بین درمانگر و كودك ایجاد می شود كه كودك بتواند از طریق لغات یا اعمال به بیان عواطف خود بپردازد. با گذشت زمان كودك می تواند به درك احساسات و رفتار خود بپردازد. كودكانی كه درمان نمی شوند ممكن است به افراد و موقعیت ها به روشی پاسخ بدهند كه غیرقابل درك و كنترل باشد. و همین طور احتمال دارد مشكلات روانی خاصی در بزرگسالی پیدا كنند.

روان درمانی فرزند من!

ممكن است برای والدین خیلی سخت باشد كه درگیری كودكشان با احساساتش را مشاهده كنند و نمی دانند كه چگونه می توانند به او كمك كنند. اینكه والدین به كودك اجازه دهند كه خود را پیدا كند و احساسات و هیجانات زندگیش را درك كند،‌ كار بسیار بزرگی است. با این حال ممكن است والدین خود را بخاطر مشكل كودكشان سرزنش كنند و خود را مقصر بدانند. قبل از شروع درمان كودك، روانشناس جلساتی را با والدین می گذارد تا برخی از این نگرانی ها را كشف كند.

روان درمانی نوجوان

روان درمانی می تواند در کمک به درک و حمایت از تجارب دوران نوجوانی و اوایل بزرگسالی بسیار مفید است. مشكلات زیادی در ابتدای نوجوانی می تواند به وجود بیاید. ارائه چارچوبی برای درك بهتر این سطح از اضطراب، می تواند كمك شایانی برای رشد فردی و فرایند استقلال نوجوان داشته باشد.

شواهدی بر روان درمانی كودك

در سال ۲۰۰۴ تحقیقی بر موثر بودن روان درمانی كودك انجام شد. یافته نشان دهنده اثر درمانی روان درمانی بر مشكلات زیر بود:

  • افسردگی
  • اختلالات اضطرابی و رفتاری
  • اختلالات شخصیت
  • مشكلات یادگیری
  • اختلالات خوردن
  • اختلالات رشدی
  •  

    مرکز خدمات روانشناختی و مشاوره راه برتر

    دارای مجوز از سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران

    آدرس مرکز: اصفهان ، چهار باغ خواجو ،ابتدای خیابان عافیت، پلاک ۱۰۴

    تلفن تماس : ۳۲۲۲۳۲۳۶-۰۳۱  و ۳۲۲۴۶۰۷۰-۰۳۱

۵۰ عبارتی که باید همیشه به فرزندان خود بگویید

گاهی اوقات والدین نمی‌دانند که چطور باید احساسات‌شان را برای فرزندان‌شان بیان و از آنان حمایت کنند تا برای آنها الهام‌بخش باشند. تنها خوب بودن برای تربیت فرزندان کافی نیست، آنها باید بدانند که والدین‌شان به آنها عشق می‌ورزند، آنها را درک می‌کنند و برای‌شان احترام قائل هستند. در همین راستا یک روان‌شناس کودک لیستی از موارد حیاتی که باید به کودک گفته شود را آماده کرده است که به والدین کمک می‌کند تا بتوانند عمق عشق و احساس خود را به فرزندان‌شان نشان دهند و به آنها محبت کنند. چه چیزی از این مهم‌تر؟

بیان نظرات و عقاید

  • من به تو اعتماد دارم
  • می‌دانم که راست می‌گویی
  • به تصمیم تو احترام می‌گذارم
  • کار آسانی نیست اما تو از پسِ آن بر می‌آیی
  • تو هر کاری را به بهترین نحو انجام می‌دهی
  • تو این موضوع را کاملا درک می‌کنی
  • چطور توانستی این کار را به این خوبی انجام بدهی؟
  • به من بگو چطور این کار را کردی تا من هم بتوانم به خوبی‌ِ تو این کار را انجام دهم
  • تو می‌توانی این کار را حتی بهتر از من انجام بدهی
  • در این مورد تو از من هم بهتری

پشتیبانی از آنها در انجام کارهای سخت

 

  • می‌‌فهمم که چقدر زحمت می‌کشی
  • می‌دانم که تو چطور تلاش می‌کنی
  • برای این کار خیلی زحمت کشیدی و نتیجه‌ی آن هم را دیدی
  • پیشرفت فوق‌العاده‌ای داشتی
  • می‌دانم که وقت زیادی برای این کار گذاشتی
  • می‌توانم تصور کنم که برای رسیدن به این هدف چطور تلاش کردی
  • برای کسب چنین نتیجه‌ای باید خیلی تلاش کرده باشی
  • هر سعی و تلاشی نتیجه می‌دهد

تشکر برای اوقاتی که با شما گذرانده‌اند

  • واقعا ازت ممنونم که با من همراه بودی
  • بی‌صبرانه منتظرم تا فردا با هم بازی کنیم
  • همراهی با تو در این کار خیلی لذت‌بخش است
  • من واقعا از بازی کردن با تو خوشحال می‌شوم
  • واقعا خوشحالم که امروز در خانه پیش من هستی
  • بودن با تو واقعا من را شاد و خوشحال می‌کند

کمک به ارزیابی کارها

  • در این مورد چی فکر می‌کنی؟
  • تو باید به خودت افتخار کنی
  • به چه چیزی بیشتر از همه افتخار می‌کنی؟
  • نظرت در مورد این موضوع چیست؟
  • نظرت در مورد کار خودت چیست؟
  • به نتیجه‌ی کاری که انجام ‌می‌دهی فکر کرده‌ای؟
  • دوست داری این کار چطور پیش برود؟

تشکر کردن از کمک آنها

 

  • از تو برای انجام دادن این کار ممنونم
  • واقعا خوشحالم که به من کمک کردی تا این کار را انجام دهم
  • تو واقعا به من کمک بزرگی کردی
  • ممنونم که درک می‌کنی
  • اگر تو نبودی واقعا نمی‌دانستم باید چیکار کنم
  • بدون کمک تو موفق نمی‌شدم
  • با کمک تو این کار را زودتر انجام دادم
  • خانه واقعا تمیز و مرتب شده ازت ممنونم

توصیف چیزهایی که می‌بینید

  • اتاقت خیلی مرتب است
  • وای این فوق‌العاده است که خودت تختت را مرتب کردی
  • رنگ‌های خیلی زیبایی در این تصویر هست
  • من دیدم که تو خیلی سخت تلاش کردی
  • آفرین، من دیدم که چطور خودت میز را تمیز کردی

بیان احساسات

  • بودن در کنار تو را واقعا دوست دارم
  • وقتی در خانه هستی واقعا خوشحالم
  • خیلی دوست دارم در تیم تو بازی کنم
  • دوست دارم نظرت را بدانم
  • واقعا از داشتن تو خوشحالم و خدا را شکر می‌کنم
  • وقتی تو کنار من هستی و به من کمک می‌کنی واقعا خوشحال می‌شوم

بدبینی بیماری مهلک سلامت خانواده

مقدمه
ایران کشوری روبه رشد با جامعه‏ای جوان است که نیازهای فراوانی دارد. در شرایطی این چنینی اگر نیاز جوانان که در آینده هسته‏ های اصلی تشکیل یک خانواده هستند، درست پاسخ داده نشود، انواع بیماری‏های روانی نظیر بدبینی ، افسردگی و استرس به شکل گسترده‏ای در جامعه منتشر خواهد شد. نیاز سنجی جوانان ، تصحیح معیارها و الگوهای زندگی آنان در نهایت مشاوره درمانی برای شناخت صحیح خود و همسر آینده از اقدام‌های اساسی برای داشتن جامعه‏ای سالم می‏باشد.

بدبینی به عنوان بیماری شایع جوامع شرقی ، یک نوع اختلال شخصیت است که به واسطه آن فرد بطور بیمارگونه‏ای نسبت به همسر خود ، رفتارهای او و روابطش دچار کج فهمی است. بدبینی مثل یک ویروس در تمام اعضای خانواده نفوذ می کند و فرزندان خانواده بدبین در آینده به این بیماری مبتلا خواهند شد.
آیا بدبینی در زندگی مشترک به هر شکل و میزانی محکوم است؟
برای ریشه‏یابی بدبینی و توضیح این بیماری در ابتدا باید تعریفی از شخصیت سالم ارائه دهیم. شخصیت سالم را کسی دارد که از انواع بیماری‏های روانی مقدار کمی داراست. به این معنی که کسی که شخصیت سالم دارد به موقع کم حرف ، برونگرا ، درونگرا ، بدبین و مضطرب است، ولی هیچکدام از این حالت‏ها بر دیگری غلبه نمی‏کند و جزو رفتارهای دائمش نیست. شخصیت سالم اضطراب دارد که به موقع سرقرارش برسد، بدبین است چرا که فورا به هر شخصی اعتماد نمی‏کند، درونگرا و کم حرف است چرا که ممکن است در مراسم عزاداری شرکت کرده باشد. برونگرا و شاد است چرا که در عروسی و جشن است.
بیمار شخصیتی چه نوع فردی است؟
بیمار شخصیتی ، فردی است که یکی از این ویژگی‏ها را به مرور زمان به عنوان رفتار دائم خود می‏پذیرد که البته نوع بیماری‏اش بستگی به جایگاه فردی ، اجتماعی ، فرهنگی و عوامل دیگر دارد. مثل شرایطی که در آن رشد کرده است. نحوه تربیت والدین و گروه همسالان که باعث می‏شوند فرد در شرایطی قرار بگیرد که یکی از بیماری‏های روانی بر شخصیتش غلبه کند و او را بیمار کند.
نقش خانواده در بروز بدبینی در فرد به چه صورت است؟
در یک خانواده که والدین آن بطور وراثتی مبتلا به بدبینی بوده باشند، اگر مسائل بدبینی و نگرش اطرافیان کودکی که در این محیط پرورش می‏یابد، مورد ارزیابی بررسی و اصلاح قرار نگیرد، باتوجه به عامل توارث و بودن در محیط متشنج و بیمارگونه شرایط برای بروز بدبینی بسیار مهیاست و فرزند یا فرزندان آن خانواده به آن مبتلا خواهند شد.
آیا بدبینی را می‏توان به عنوان یک رفتار عادی در جامعه‏ای با ارتباط پیشرفته تلقی کرد؟
بدبینی تا حدی نرمال و طبیعی است، اما آنچه از آن به عنوان بدبینی یا سوء ظن یاد می‏کنیم، اختلال شخصیت است که فرد به واسطه آن بطور بیمارگونه‏ای نسبت به اطرافیان بخصوص همسر خود دچار کج فهمی و بیماری است که بسته به شدت اختلال این تفکرات بیمارگونه نیز کم و زیاد می‏شود. مثلا در افرادی که این بیماری به اوج خود رسیده است، امکان دارد فرد همسرش را حتی از ارتباط با خویشاوندان نزدیکش منع کند. مثل این که زن در این حالت حق ندارد با خواهرزاده‏ها یا حتی عمو و دایی‏هایش نیز رابطه‏ای داشته باشد.
انسان‏های بدبین دارای چه ویژگی‏هایی هستند؟
انسان‏های بدبین دارای شخصیت کنترل‏گر هستند. یعنی این که دائم همسر خود را چک می‏کنند و تمام حرکات ، رفتار و ارتباط‏های او را زیر ذره‏بین می‏گذارند و مدام در حال تست کردن لحظه به لحظه همسرشان هستند. آنها دچار تفکرات هزیانی هستند و در ذهنشان پازلی می‏سازند که با تکمیل آن همسر محکوم خواهد شد. آنها خیلی زیرکانه و ماهرانه پازل را تکمیل می‏کنند و طوری استدلال می‏کنند که گاه برخی از درمانگران تازه کار را نیز به اشتباه می‏اندازند. معمولا افراد بدبین دارای ظاهری آراسته و در مسائل اخلاقی خیلی مبادی آداب هستند و گاه بدبینی‌شان را با اخلاقی بودن و متعصب بودن توجیه می‏کنند.
بدبینی پدر و مادر بر یکدیگر و تاثیر آن در فرزندان
بدبینی در خانواده مثل ویروس است و سریع انتقال می‏یابد. یعنی اگر مثلا پدر خانواده به مادر بدبین باشد، این بدبینی به پسر سرایت کرده و در دوره نوجوانی ابتدا نسبت به خواهر کوچکتر یا حتی بزرگترش بدبین است و در آینده به همسرش شکاک می‏شود. سقراط در یکی از کتاب‏هایش می‏گوید که وقتی به شرق سفرکردم، ۲ بیماری را زیاد دیدم یکی بدبینی در مردان و وسواس در زن‏ها. بدبینی گاه به صورت یک ویژگی بارز دیده می‏شود، ولی در خیلی از موارد در متن بسیاری از بیماری‏های شایع روانی دیگر وجود دارد. مثل افسردگی یا اسکیزوفرنی.
راه مقابله با این بیماری چیست یا چطور می‏توان زمینه‏های بروز آن را تشخیص داد؟
ما به صورت فرهنگی و تاریخی این زمینه‏ها را در جوامع شرقی داشته‏ایم و عواملی آن را شدت و ضعف می‏بخشد. مثل نحوه نگرش و معیارهایی که فرد در ازدواجش آنها را قبول دارد. مثلا کسی که در شرایط سخت‏گیرانه‏ای پرورش یافته و اعتماد به نفسش هم پایین بوده هیچ بعید نیست که در ارتباط با مسائل اخلاقی دچار بدبینی شود یا برعکس کسی که در خانواده‏ بی‏بندبار پرورش یافته و الگوی صحیحی برای بازنگری معیارهای سلامت نداشته است، در شکل‏گیری و استفاده از این معیارها دچار خطا و اشتباه می‏شود و به بدبینی دچار می‏شود.

در خانواده‏های از هم پاشیده و ناموفق نیز زمینه بروز بدبینی وجود دارد و مثلا دختر این خانواده نمی‏تواند به جنس مخالف خوش‏بین باشد، چرا که مدام در معرض اطلاعات غلط راجع به مردان است و گوشش پر است از حرف‏هایی نظیر ، مردها همه سر و ته یک کرباسند ، مردها همه دروغ می‏گویند و… پسر خانواده‏های این چنینی نیز نمی‏تواند دید خوبی به زن داشته باشد، او مدام از پدرش می‏شنود که: زن‏ها رفیق شیطانند، زن‏ها یک تخته‏شان کم است، زن خوشگل مال مردم است و… که این نوع از فرهنگ یا باورهای غلط زمینه را برای یکسری تعصبات بوجود می‏آورد.
آیا تعصب با بدبینی رابطه‏ای دارد؟
تعصب یعنی این که بطور کورکورانه نسبت به یک مطلب یا قضیه‏ای اظهارنظر کنیم یا آن را باور کنیم. تعصب در واقع یک سری باورهای افراطی و بیمارگونه در رابطه با مطالب است که فرد جای هیچگونه نقد یا استدلال را برای خود یا دیگران نمی‏گذارد. او یک باور را به عنوان معیار یا ملاک محک قرار می‏دهد و اگر در باور بیمار گونه‏اش چند آیتم باشد که او را به استدلال برساند، سریع نتیجه‏گیری می‏کند.
برای نجات جوانان از این که در دام بدبینی گرفتار نشوند چه باید کرد؟
ما باید برای جوانان شرایطی را فراهم کنیم که قبل از ازدواج معیارهای صحیح را بشناسند. به عبارت بهتر این که ما به جوان فرصتی بدهیم که ارزش و معیارهایی را که تاکنون پذیرفته است، بازنگری کند. تا معیارهایش با نرم و سلامت جامعه همخوانی پیدا کند و با مشاوره قبل از ازدواج و با روان‌درمانی و مشاوره به بازپروری ساختار فکری و باورهایش اقدام کنیم.

معمولا در یک یا ۲ سال اول زندگی بدبینی هست، اما مهمتر از آن این است که شخص برای ازدواج به سن پختگی رسیده باشد، اطلاعات داشته باشد، در انتخاب طرف مقابلش آزاد باشد، از اختلال‏های شخصیتی آگاهی داشته باشد و بتواند از روی نشانه‏ها به تشخیص برسد و با توجه به این توانمندی‏ها آگاهی داشته باشیم که معمولا ۲ سال اول زندگی ، همسران به همدیگر بدبین هستند که این طبیعی است.

باید با اعتمادسازی ، دادن آرامش و با داشتن اطلاعات و سیاست‏های ارتباط به یکدیگر القا کنند که همسرشان را دوست دارند و پای‌بند ازدواجشان هستند. توصیه روانشناسان این است که زوج‏های جوان ۲ سال اول زندگی را بچه‏دار نشوند و تا مطمئن نشدند که کسی که برای ازدواج انتخاب کرده‏اند، همان است که قبل از ازدواج می‏شناخته‏اند به این کار اقدام نکنند و بگذارند بدبینی طبیعی اول زندگی به اعتماد بدل شود بعد بچه‏دار شوند.
نتیجه

برای جلوگیری از شیوع و گسترش بدبینی ، توجه به جامعه جوان و شناخت نیازهای آنان و لزوم مشاوره درمانی پیش از ازدواج را با کمک مسئولان فرهنگی و برنامه‏ریزان بهداشت روانی جامعه ضروری می‌باشد. ما باید الگوها را برای جوانان تعریف کنیم، باید با آنها کار کرد تا مشکلات روانی‌شان قبل از ازدواج حل شود.

مدیران جامعه و برنامه‏ریزان فرهنگی نیز در این زمینه باید بسیار تلاش کنند، برنامه‏ریزی بلند مدت داشته باشند و سوبسیدهایی را برای بهداشت روانی جامعه در نظر بگیرند. چرا که هزینه درمان و مشاوره روانی بالاست و مردم کمتر توان پرداخت درمان‏های بلند مدت را دارند. ضمن این که فرهنگ مشاوره هم در میان مردم کم است. اما با این حال باید مردم را امیدوار کرد که با داشتن زمینه‏های مناسب می‏توان حتی حادترین بیماری‏های روانی را درمان کرد.